
گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش xa0در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم بچشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لب هایم هوس ریخت زاندوه دل دیوانه رستم فرو خواندم بگوشش قصه عشق: ترا می خواهم ای جانانه من ترا می خواهم ای آغوش جانبخش تراxa0 ای عاشق دیوانه من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سین...
ادامه مطلب
روز های زیادینه برایت چیزی می نویسد؛نه حالت را می پرسد؛و نه سراغی می گیرد!امایک روز می آید؛و تنها با یک سلامباز هم اوستکه برنده می شود!...
ادامه مطلب
- بهتری؟ + له ترم! - آرومی؟ + آشوبم! -سرحالی؟ + بی حالم! - خوبی؟ + بودم! - شادی؟ + بودم! بعد از تو تمام "هستم" هاxa0 " بودم"xa0 شد....
ادامه مطلب